Thursday, February 2, 2017

بدترین روز برای زن ایرانی

سرکوب زنان توسط نیروهای سرکوبگر رژیم


تقریبا تمامی روزهای سال در ایران آخوندی، برای زنان، خاطرات بدی دارند، اما سرآغاز این‌ روزهای بد، یک روز است: 12بهمن57! 
آن روز کسی به خاک ایران قدم گذاشت که هر قدمش، فرود ضربه‌ای بر پیکر زن ایرانی بود: یا روسری یا توسری، سنگسار، تفتیش خیابانی، دار، اسیدپاشی ، ... بقیه‌ی ضربه‌ها را خودتان می‌توانید در نظر بیاورید.
حالا ببینیم این کسی که رهبری انقلاب را در حقیقت دزدید، چه دیدگاهی در مورد زنان داشت:
از تلگراف خمینی به علم، نخست‌وزیر وقت، در 28مهرماه 1341: «ورود زن‌ها به مجلسین و انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف است با قوانین محکم اسلام که تشخیص آن به نص قانون اساسی محول به علمای اعلام و مراجع فتواست».
این دیدگاه در عمل چطوری پیاده شد؟ شاید فکر کنید که خمینی صبر کرد چند سالی بگذرد و بعد سرکوبی زنان را شروع کرد؟ اما یک نگاه به همان روزهای اول نشان می‌دهد که خمینی خیلی عجله داشت. اولین اقدام خمینی علیه زنان 15روز بعد از پیروزی انقلاب است. خوب است به فهرستی از عملکردهای خمینی در یک‌سال و نیم اول انقلاب نگاه کنید:
7اسفند 57: اعلامیه‌ی دفتر خمینی «قانون حمایت خانواده» ملغی شده است. این قانون که در زمان شاه تصویب شده بود، امتیازات اندکی برای زنان در سطح خانواده در نظر گرفته بود.
8اسفند57: لغو قانون خدمات اجتماعی زنان.
9اسفند57: اعمال تبعیض جنسی علیه زنان در امر ورزش.
11اسفند57: جلوگیری از قضاوت توسط زنان و اخراج صدها زن قاضی
16اسفند57: صدور فتوای حجاب اجباری زنان شاغل در اداره‌های دولتی. (صفحه 3 کیهان 16اسفند) 
1خرداد58: اولین زن را در ملأعام شلاق زدند.
21تیر58: برای اولین بار 3زن را به اتهام منکرات اعدام کر‌دند
8مهر58: قانون جدیدی جایگزین قانون حمایت خانواده شد که همان امتیازات اندک زمان شاه را هم از زنان سلب می‌کرد
14بهمن 58: اولین بخشنامه دولتی درباره حجاب اجباری پرستاران و زنان پزشک صادر شد
30فرودین59: خوانندگان زن را به دادگاه فراخواندند و پس از تحقیر و تهدید، آنان را برای همیشه از خواندن محروم کردند
8تیر59: برای اولین بار، مجازات سنگسار را درباره دو زن نگونبخت درکرمان به اجرا درآوردند. اجرای این حکم، دو سال قبل از تصویب قانون خمینی ساخته قصاص، در مجلس ارتجاع بود.
پابه‌پای صدور این احکام، دسته‌های چماقدار در خیابانها به اهانت و آزار زنان، پرداختند.
بقیه‌ی داستان این سی و هشت سال را خودتان بهتر می‌دانید. اوراق زندگی زن ایرانی تماما، توسط آخوندها لگدکوب شده. به‌طوری‌که دیدن آنها، طاقت انسان را به انتها می‌رساند.
بنابراین بگذارید فقط به چند نمونه از رهاوردهای شوم این رژیم برای زنان اشاره کنیم:
ـ از شروع عصر تیربارانها، تاکنون، هزاران زن تیرباران شدند، بالای دار رفتند و زیر شکنجه جان باختند.
ـ در دوره اول ریاست‌جمهوری خاتمی 10 زن و از دیماه 78 تا اردیبهشت79 شش زن یا به‌ سنگسار محکوم شده یا سنگسار شدند.
ـ مطابق گزارشهای رسمی، مأموران رژیم تنها در عرض یک سال از 93 تا 94 با سه میلیون و ۶۰۰ هزار به‌اصطلاح «بدحجاب» در خیابانها برخورد کرده‌ و ۱۸هزار نفر را به دادگاه کشانده‌اند.
ـ اسیدپاشی مکرر عوامل رژیم، به‌صورت شماری از زنان در شهرهای مختلف.
ـ در سالهای اخیر، شمار زیادی از زنان به ‌اتهام جرم‌های معمولی و بعضاً به‌خاطر اتهام‌های اثبات نشده اعدام شدند. و تا پایان سال 94 در زمان آخوند روحانی دست‌کم ۶۴ زن در ایران حلق‌آویز شدند.
ـ ۸۷ درصد از جمعیت غیرفعال کشور را زنان تشکیل می‌دهند، 
ـ زنان فارغ‌التحصیل بیکار به بیش از چهار میلیون نفر رسیده‌اند، 
ـ در یک دهه اخیر، سالانه بیش از صدهزار زن از بازار کار ایران کنار گذاشته شده‌اند.
ـ 13شهریور 95، خامنه‌ای، سیاستهای کلی «خانواده» را به‌عنوان بخشی از قانون اساسی کشور ابلاغ کرد که در بندهای 12 و 16 آن نقش زنان را این‌گونه بر شمرد: 
«حمایت از عزت و کرامت نقش مادری و خانه‌داری زنان.
۱۶۶. ایجاد ساز و کارهای لازم برای ارتقاء سلامت همه‌جانبه خانواده‌ها به‌ویژه سلامت باروری و افزایش فرزندآوری».
ـ 1اردیبهشت 94: بجنورد – خبرگزاری حکومتی ایرنا: مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بانوان گفت: برخی از زنان کارگر اکنون تنها با یک سوم حقوق واقعی کار می‌کنند.
اینها فقط مشتی از خروار رنجهای زنان ایران در عصر آخوندهاست. اما روی دیگر واقعیت زن ایرانی چیست؟ 
شاعر بلندآوازه زن در میهن ما کلامی دارد که خبر از آمدن کسی می‌دهد، و این امید در دل زنان ایران، نه تنها خاموش نشده بلکه روز به روز بیشتر شعله کشیده. اگر به مقاومت زنان ایران در برابر حکومت ولایت‌فقیه نگاه کنیم می‌بینیم که یک روی درخشان مبارزه‌ی ملت ایران علیه استبداد ولایت‌فقیه، مبارزه‌ی زنان برای آزادی‌ست. این مبارزه، به‌خصوص با نقش درخشانی که زنان در مقاومت ایران برعهده گرفتند، رژیم را به سراشیب سرنگونی انداخته و امروز ما صدای امیدبخش زنان را در کلام مریم رجویداریم.
مریم رجوی در کنفرانس زنان متحد علیه بنیادگرایی به‌مناسبت روز جهانی زن در ۸اسفند ۹۴ گفت:
«خواهران عزیز! 
برای ایران پس از سرنگونی ولایت‌فقیه، برنامه ما برقراری یک دموکراسی بر اساس آزادی، برابری و جدایی دین از دولت و لغو حکم اعدام است. ما برآنیم که زنان باید در همه زمینه‌ها حقوق برابر داشته باشند. از جمله برابری در آزادیها و حقوق اساسی برابری در مقابل قانون، برابری اقتصادی، برابری در خانواده و آزادی انتخاب پوشش و مشارکت فعال و برابر در رهبری سیاسی... ... ... ... ما بر حداکثر دخالت زنان یعنی مشارکت برابر آنها در رهبری سیاسی تأکید داریم. اما این خواست، فقط شعار و برنامه‌یی برای آینده ایران نیست، بلکه مبنای عمل این مقاومت است. مقاومتی که طی ۵۰سال نبرد با دو دیکتاتوری، و با برخورداری از راهبری با یک اندیشه عمیقاً ضدبهره‌کشانه و توحیدی، راه پیشروی جنبش برابری را باز کرده است.».

تکه‌ای از جانم مال شما!

فروش کلیه

یکی از شرم‌آورترین وقایعی که در حال حاضر در میهن در زنجیر و تحت حاکمیت آخوندی دیده می‌شود، فروش و حراج اعضاء بدن برای رهایی از فشار طاقت‌فرسای زندگی است. بحدی شرم‌آور که بقول مولا علی (ع)، 'اگر مرد مسلمانی از شنیدن این قضیه، از اسف و اندوه آن بمیرد ملامتی بر او نیست، سزاوار است که بمیرد'.

«در تماس با علی، گروه خونی (A+ ) برای گرفتن مظنه بازار از زیر زبانش قیمت فروش تکه‌ای از جانش را بپرسم، با شوق می‌گوید: 25 میلیون تومان دادمش رفت. مجبور بودم، چقدر خواهرم به‌خاطر فقر ما از شوهر معتادش کتک بخورد. همان بهتر فروختم. حالا هم اجاره خانه می‌دهم هم یک پراید زیر پایم است که مسافرکشی کنم، هم خواهرم کنار دستم آرامش دارد! می‌گویم: چرا به کسی که کلیه دادی نرفته از انجمن حمایت از بیماران کلیوی درخواست کند، تا این مبلغ سنگین را پرداخت نکند؟ جواب مشخص است. طرف (خریدار) دو سال در انتظار بوده، اما چون حالش وخیم شده مجبور به پرداخت این مبلغ و دریافت کلیه از من شد»

این مصاحبه‌یی بود که خبرنگار رسانه حکومتی سلام نو با یکی از فروشندگان کلیه به‌عمل آورده است

در جای دیگری خبرنگاری گزارش می‌دهد
«شماره‌اش را در وبلاگ پیدا کرده‌ام. زنگ می‌زنم. سپیده، 24ساله، قیمت توافقی 44 میلیون تومان. می‌گویم: باید علت فروش کلیه‌ات را بدانم تا بخرم. می خندد و می‌گوید: 'علت نمی‌خواهد. بدبختی علت می‌خواهد که من هم علتش را دارم. با مادرم زندگی می‌کنیم، برادرم سهم ارثمان را با کلک بالا کشیده و حالا به دستور زنش ما را از خانه بیرون کرده است. می خواهم کلیه‌ام را بفروشم تا لااقل سقفی بالای سرم باشد. کلیه به چه دردم می‌خورد وقتی روزگار سیاه است. تکه‌ای از جانم مال شما، اما آبرویم را حفظ می‌کنم»
و یک گزارش دیگر
«کمی‌ مانده به میدان ولیعصر، خیابانی است که چشم امید همه بیماران کلیوی به آن است. خیابان فرهنگ حسینی را همه بیماران کلیوی می‌شناسند چرا که دفتر ”انجمن حمایت از بیماران کلیوی“ در آن قرار دارد. اما بیشتر از انجمن، همه، این خیابان را به آگهی‌هایی می‌شناسند که روزانه مثل قارچ بر در و دیوار سبز می‌شوند. حتی با جست و جوی نام این خیابان در اینترنت هم انبوهی از عکس آگهی‌های فروش کلیه را می‌توان دید. وارد این خیابان که بشوی تا چشم کار می‌کند تصاویری مشابه می‌بینی“. کلیه فروشی‌A+ فوری زیر قیمت 23ساله سالم 0938.“.“.کلیه فروشی AB+ سالم ورزشکار 0936.“.. تا چشم کار می‌کند مردان و زنانی با کلماتی شبیه این برای فروش کلیه خود تبلیغ کرده‌اند. 
آنطرف‌تر پسر جوانی ایستاده که یک ساک ورزشی کوچک را روی دوشش انداخته. ظاهرش نشان می‌دهد مسافر است. حین خواندن آگهی‌های روی دیوار مرا زیر نظر دارد. ... 24ساله است و فوق دیپلم کامپیوتر دارد. پدرش کشاورز است اما او برای ادامه تحصیل به دانشگاه رفته. با این همه می‌گوید: حالا به کشاورزی هم راضی هستم اما به جز خواهرانم، یازده برادر و پدرم تنها دو هکتار زمین دارند. زمین خرج زندگی ما را نمی‌دهد. گروه خونی‌اش‌ A+است اما به گفته او، تعداد فروشندگان در این گروه خونی خیلی زیاد است و در یک‌ماه گذشته هیچ‌کس برای خرید کلیه به او زنگ نزده است. می‌گوید: یکی از اقوام دورم که تهران زندگی می‌کند پارسال کلیه‌اش را فروخت. برگشت شهرمان و یک دکان کرایه کرد. من هم از بیکاری خسته شده‌ام. آگهی‌ها انگار تمامی‌ ندارند. با هر قدمی‌ که برمی‌داری آگهی‌های تازه، کوچک و بزرگ روی دیوار کنار پیاده… 

هر چند دقیقه یک‌بار خودرو یا عابری بی‌توجه به آگهی‌هایی که برای فروش کلیه فریاد می‌کشند از خیابان می‌گذرد. خیابان را تا انتها می‌روم و برمی‌گردم. وقت بازگشت سهراب را می‌بینم که روی جدول کنار خیابان نشسته و خودش را باد می‌زند» 

این حکایت تلخی است که بیشتر متقاضیان فروش کلیه در سنین 20 تا 30سال قرار دارند و بسیاری از آنها متاهل هستند و زیر بار زندگی کمرشان آن‌قدر خم شده است که می‌خواهند جانشان را حراج بگذارند. یا جوانانی هستند که برای کمک خرج خانواده‌های‌شان آستین بالا زده‌اند و با جان‌شان به جنگ سرنوشت رفته‌اند. هرچقدر هم مسئولان بگویند تخلف است یا فروش این عضو قرمز رنگ با قیمت نجومی وجود ندارد یا کمرنگ است، در حل مسأله کمکی نمی‌کند. حل معما اینجاست که چرا باید اصلاً جوانان دیوارهای این شهر را با شماره‌هایشان برای فروش جان‌شان رنگین کنند! 

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در علل این معضل اجتماعی می‌گوید:'اگر انسانهایی که قصد ایثار دارند را کنار بگذاریم تنها دلیلی که برای بقیه باقی می‌ماند نیاز مالی است
 هیچ‌کس کلیه‌اش را نمی‌فروشد اگر نیاز مالی نداشته باشد. تأمین هزینه‌های زندگی و مشکلات مالی آن‌قدر به افراد فشار می‌آورد که از نظر خودشان راهی برایشان باقی نمانده جز فروش کلیه. بعضی از آنها بدهکارند بعضی دیگر ورشکسته شده‌اند و برخی دیگر به نان شب محتاجند، این نگران‌کننده است. اگر تدبیری اندیشیده نشود و این مسأله حل نشود، جامعه ما خسارت می‌خورد. فروش کلیه تنها چندماه مشکل این قشر را برطرف می‌کند و پس از آن باز هم همان آش و همان کاسه است. در چنین مواردی این حاکمیت است که باید دست به‌کار شود و تصمیمی ‌اتخاذ کند
 دولت باید ساز و کاری تعریف کند. او با اشاره به این‌که همه مجوزهای پیوند کلیه را یک سازمان مردم نهاد صادر می‌کند می‌گوید: خب هرچه آمار پیوند بیشتر باشد امتیاز بیشتری برای این تشکل مردم نهاد است و برای آنها یک امتیاز به‌شمار می‌رود. این‌جاست که جای خالی دولت هویدا می‌شود. حتی آنجایی که عده‌یی به اسم اهدای کلیه بر سر بیماران کلیوی کلاه می‌گذارند هم خلأ نظارت دولتی‌ها دیده می‌شود.
 موسوی چلک می‌گوید: شهرستانی‌ها بیشتر راغب به فروش کلیه خود هستند، چرا که بیکاری و مشکلات مالی در شهرستانها بیشتر است. همچنین آنها با این مبلغ می‌توانند در شهر خود کسب و کاری راه بیندازند.

بله در خصوص این معضل و مشکل زجر آور در اقصی نقاط کشور دریغ از یک پاسخگویی از جانب مسئولان ذیربط 

مطابق بقیه معضلات اجتماعی آخوندهای حاکم به قربانی به دید یک متهم نگاه کرده و به جای پرداختن و ریشه یابی موضوع و برطرف نمودن آنها، با تهدید و ارعاب و سنگ‌اندازی مانع همین دریچه کوچک کسب درآمد از این قشر مظلوم و بی‌پناه می‌گردند و سعی در پاک کردن صورت مسأله دارند

البته در روی دیگر سکه می‌توان به‌روشنی ریشه اصلی و دلیل این همه فقر و فلاکت را در غارت سیستماتیک حاکمان و مزدوران حکومتی دانست

دریافت ثروتهای نجومی مزدوران و عوامل ریز و درشت وابسته به حکومت و غارت و چپاول صاحبان اصلی این ثروت سرشار یعنی مردم زجر کشیده ایران.

تجربه سالهای اخیر و افزایش تجارت جان در دولتهای به‌اصطلاح اصلاح‌طلب به‌خوبی ‌پرده از این نیرنگ و سیاستهای فریبکارانه برداشته و واضح و مبرهن است که تمامی جناح های حاکم، در این جنایت شریک و سهیم می‌باشند

راه نهایی پایان بخشیدن به تمامی این رنج و دردهای روزافزون سرنگونی تمام و کمال رژیم آخوندی با تمامی دار و دسته‌هایش می‌باشد

به امید روزی که با رساندن مهر تابان مردم ایران به پایتخت شیر و خورشید شادی دائمی را برای مردم ایران به ارمغان ببریم. به امید آن روز ف-ت آلمان

دغلکاری در موشک‌پرانی


شورای امنیت سازمان ملل‌متحد برای بررسی آزمایش موشکی جدید رژیم آخوندی جلسه اضطراری تشکیل می‌دهد

این جلسه اضطراری به‌درخواست آمریکا، عضو دائم شورا، روز ١٢ بهمن (٣١ ژانویه) برگزار می‌شود. مقامات آمریکایی گفتند که رژیم ایران در روز یکشنبه به انجام آزمایش موشکی مبادرت کرده و لازم است شورای امنیت این اقدام را در چارچوب قطعنامه‌های مصوب این شورا، مورد مذاکره قرار دهد

اما ببینیم قطعنامه شورای امنیت در این رابطه چه‌ می‌گوید. قطعنامه شماره ٢٢٣١ به صراحت رژیم آخوندی را از پیگیری برنامه موشکی بالستیک منع کرده است. پاراگراف سوم ضمیمه 'ب' قطعنامه شماره ٢٢٣١ از رژیم آخوندی می‌خواهد به مدت هشت سال از فعالیت‌های مرتبط با موشکهای بالستیک قادر به حمل کلاهک هسته‌یی که شامل فنآوری سکوهای پرتاب آنها هم می‌شود، اجتناب ورزد
حالا دغلکاری ولی‌فقیه زهرخورده، سرکردگان نظام کمرشکسته و پاسداران ریزشی و بریده را ببینید که می‌گویند موشک آنها قادر به حمل کلاهک هسته‌یی نیست. در حالیکه وزیر خارجه‌ی فرانسه در تهران از موشک‌پرانی رژیم اظهار نگرانی می‌کرد و می‌گفت که: «آزمایش موشکی ”مخالف هدف“ قطعنامه است؛ در همان حال جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی آخوند حسن روحانی  که هنوز در غم از دست دادن جان کری است، گفت که این موشکها نمی‌توانند کلاهک هسته‌یی حمل کنند

اما ببینیم در برابر این دغلکاری آشکار رژیم پوسیده آخوندی واقعیت چیست؟

واقعیت این است که به گفته کارشناسان ناظر بر تحریم، این موشکها توان حمل کلاهک هسته‌یی را دارند. چرا که آنها از نسل جدید موشکهای بالستیک زمین به زمین هستند که برد آنها ۱۷۰۰ کیلومتر و وزن کلاهک آن تا ۷۵۰ کیلوگرم است

از سوی دیگر تیم کارشناسان ناظر بر تحریمهای رژیم آخوندی، در آخرین گزارش خود ذکر کرده‌اند که موشکهایی که بتوانند بار مفید ۵۰۰ کیلوگرمی را تا بُرد ۳۰۰ کیلومتر حمل کنند به‌عنوان موشکهای دارای قابلیت حمل کلاهک هسته‌یی به‌شمار می‌روند. بر اساس ارزیابی این تیم، برد موشک عماد بیش از هزار کیلومتر و قابلیت حمل بار مفید آن نیز بیشتر از هزار کیلوگرم است. وانگهی در قطعنامه ٢٢٣١ آمده است که غیر از توانایی حمل کلاهک اتمی، حتی فنآوری سکوهای پرتاب هم نقض قطعنامه شمرده می‌شود

بنابراین بر اساس تعاریف بین‌المللی، موشکهای بالستیک میان‌برد به بالا، ماهیتا دارای این قابلیت هستند و زیر مجموعه ‌این بند قرار می‌گیرند، فارغ از این‌که اصلاً چه قصدی در پشت پرتاب کردن آنها وجود داشته باشد

سایت حکومتی فرارو در اینباره می‌گوید: «… هیأت ناظر بر تحریمهای ایران در سازمان ملل‌متحد اواسط دسامبر نتیجه‌گیری کرد که آزمایش موشک هدایت‌شونده بالستیک 'عماد' در ماه اکتبر، که توانایی حمل کلاهک هسته‌یی را دارد، ناقض قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل است». (سایت فرارو- 10 دی 1394) 

این‌جاست که قبای آخوندها لای پره موشکها گیر کرده و هر چه می‌خواهد با دغلکاری و هوچیگری از این مخمصه نجات پیدا کند، فایده‌یی ندارد و بیشتر در چرخدنده‌های موشک خودساخته گیر می‌کند. آخر از همان روز که مقاومت ایران پته فعالیت‌های پنهانی ساخت بمب اتمی  این رژیم را بر روی آب ریخت و دستش را رو کرد، از آن تاریخ تاکنون روزگار بر این رژیم فاشیستی،  تار و سیاه شده و تنها می‌تواند صورت عبوس و چروکیده خود را با سیلی پرتاب موشک سرخ نگه دارد… اما نگو که دارد از شدت حرارت و سوزش کباب و جزغاله می‌شود

Friday, January 20, 2017

افزایش قربانیان فاجعه فرو ریختن ساختمان پلاسکو در تهران



 
آسوشیتدپرس - اسكای نیوز: حداقل 75تن در جریان فرو ریختن ساختمان پلاسكو در تهران كشته شدند.
حداقل 45تن از كشته شدگان پلاسكو ماموران آتش نشانى هستند.
 

 
خبرگزاری فرانسه: دهها مأمور آتش‌نشانی در پلاسکو در زیر آوار ماندند

خبرگزاری فرانسه گزارش داد: ساختمان 17 طبقه پلاسکو تهران که اولین ساختمان بلند ایران بوده، بعد از آتش‌سوزی در طبقات فوقانی آن فرو ریخت.
 
این نگرانی وجود دارد که دهها نفر از مأموران آتش‌نشانی در زیر آوار مانده باشند... تلویزیون دولتی ایران گفت 200 مأمور آتش‌نشانی برای مقابله با این آتش‌سوزی به صحنه فراخوانده شده بودند و 38نفر از آنها در حین مقابله با آتش‌سوزی قبل از این‌که ساختمان فرو ریزد مجروح شده بودند.“.. دهها ”نفر از مأموران آتش‌نشانی همزمان با فروریختن ساختمان احتمالاً داخل ساختمان بوده‌اند. ​​​​​​​​
 
 



ساعت8 صبح امروز پنجشنبه30دی ساختمان تجاری پلاسکو در تهران بر اثر وسعت آتش‌سوزی کاملاً فرو ریخت و دهها تن کشته شدند.. برخی منابع می‌گویند هنگام فروریختن ساختمان حداقل 300نفر در ساختمان بودند. خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: تلویزیون دولتی پرس.تی.وی اعلام کرد 30مأمور آتش‌نشانی در جریان فرو ریختن ساختمان پلاسکو کشته شدند.

معاون امنیتی استانداری رژیم در تهران گفت: قبل از این‌که ساختمان پلاسکو فرو بریزد، از سفارتخانه‌های آلمان، انگلستان و ترکیه که در مجاورت این ساختمان قرار دارند، خواستیم که ساختمانهایشان را تخلیه کنند.

 
حجم گسترده آتش‌سوزی باعث ترافیک سنگین شده و تمامی خیابانهای اطراف بسته شده‌اند.
 


ساختمان تجاری پلاسکو فرو ریختصبح امروز پنجشنبه 30دی95 ساختمان تجاری پلاسکو در تهران بر اثر وسعت آتش‌سوزی فرو ریخت.

 
حجم گسترده آتش‌سوزی باعث ترافیک سنگین شده و رژیم اعلام کرد از خیابان جمهوری به سمت شرق و از خیابان خیام به سمت شمال و از محدوده بهارستان به سمت غرب فقط خودروهای اورژانس و امدادی حق تردد دارند.

آسوشیتدپرس گزارش داد: برج آسمانخراش پلاسکو در تهران که دچار حریق شده فروریخت.







Tuesday, January 17, 2017

حفظ برجام به هرقیمت!


پس از گذشت یک سال از اجرایی شدن برجام، رسانه‌های باند رفسنجانی- روحانی دستاورد و نتیجه ملموس آن برای نظام آخوندی را یکی ورود یک هواپیمای ایرباس و دیگری افزایش سقف تولید نفت رژیم می‌دانند. بعد از افزایش میزان فروش نفت ایران به میزان سقف تولید اوپک، این دستاورد محسوس‌ترین دستاورد مذاکرات هسته‌یی با کشورهای غربی و اجرایی شدن برجام است. (آرمان 26آبان 95) 

رسانه‌های حامی دولت، ورود ایرباس به تهران را مغتنم شمرده و تا توانسته‌اند اندر باب دستاورد برجام برای نظام انشا نویسی کرده‌اند. با این حال رسانه‌هایی از باند خامنه‌ای معتقدند که این هواپیما اجاره‌ای به شرط تملیک است

باند روحانی – رفسنجانی و به‌طور مشخص دولت روحانی در جریان امضای برجام، این طور وانمود می‌کردند که حل‌المسائل همه مشکلات نظام است، اما با توجه به موضعگیری مقامات دولت جدید آمریکا (ترامپ) که چند روز دیگر سر کار می‌آید، موجی از نگرانی در میان رسانه‌ها و مهره‌های باند رفسنجانی – روحانی به‌وجود آمده است

روزنامه ابتکار26دی 95 در مطلبی با عنوان ”یک سالگی برجام“، می‌نویسد: ”در وقت حاضر هم تنها نگرانی بابت دستیابی به نتایج برجام همین مواضع جمهوری‌خواهان است... با تهدیدهایی که از طرف جمهوری‌خواهان بر آینده برجام می‌شود، به نظر می‌رسد که تنها خطر ممکن همان رویکرد اعمالی جمهوری‌خواهان و محتملاً مواضع اعلامی پیش روی آنان باشد“

روزنامه حکومتی آرمان وابسته به این باند نیز در این نگرانی شریک است که ممکن است در آینده آب باریکه رفع تحریم‌ها که نتیجه ملموس برجام برای نظام است به خطر بیفتد ”چرا که با روی‌کار آمدن ترامپ در آمریکا این نگرانی به وجود آمده است که شاید ترامپ بتواند با تحریم‌های یک جانبه جلوی سرمایه‌گذاری در ایران را بگیرد“

نویسنده مقاله آرمان یک نگرانی دیگر نیز دارد ”اگر آژانس گزارش سوء علیه ایران بدهد آنگاه آمریکا می‌تواند به اهداف خود برسد“.(آرمان 26 دی 95) 

در بستری از چنین نگرانی است که به دولت روحانی توصیه می‌شود تمامی قوایش را به‌کار گیرد و جلو چالش در مسیر برجام را بگیرد و با هرقیمتی آن را حفظ کند: ”تداوم این وضعیت که چشم‌انداز و افق آن هم اینک هویداست، چیزی از مسئولیت و مأموریت اعضای دستگاه دیپلوماسی ایران برای دستیابی به نتایج برجام را نمی‌کاهد. نقض برجام و اصرار بر مسیرهای چالش زا، نشانه خوبی نه برای ایران است و نه برای غرب“. (ابتکار26 دی 95) 

این نگرانی  را در سفارش به ادامه مذاکره با آمریکا در مورد برجام نیز خودش را نشان می‌دهد: ”باید پذیرفت موضوع هسته‌یی در میان چالشها و بحرانهایی که بین واشینگتن و تهران بوده، بر اساس مقتضیات زمانی که ایالات متحده و ایران در آن قرار گرفته‌اند، نیازمند بررسی فوری برای هر دو پایتخت و کشورهای پیرامونی در منطقه و نظام بین‌الملل بوده است. در غیر این صورت اگر اختلاف هسته‌یی ادامه پیدا می‌کرد، این پتانسیل را داشت که با توجه به مجموعه چالشها میان دو طرف، وضعیت را به یک تهدید فزاینده تبدیل کند“. (آرمان 26 دی 95) 

سوال این است چه دلیلی بر این همه نگرانی در مورد حفظ برجام وجود دارد؟ و این همه توصیه برای حفظ آن با این‌که دستاورد قابل بیانی نداشته برای چیست؟ 

تا آنجا که به خامنه‌ای برمی‌گردد، با توجه به وضعیت خفگی اقتصادی و وحشت از برگشت تحریمها با مکانیزم ماشه و پیامدهای اجتماعی جدی آن، نمی‌تواند زیرآب برجام را بزند

از طرف دیگر دولت روحانی نیز تنها دست آوردی که در طول 4سال حکومتش داشته است همین قرارداد خفت‌بار برجام است که در جریان اجرای آن مقداری به فروش نفت و.. یک هواپیمای اجاره‌ای رسیده است. آنها به این امر نیز واقف هستند درصورتی که برجام با مشکل جدی مواجه شود، در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری رژیم قافیه را به حریف می‌بازد. خصوصاً این‌که وزنه‌ای مانند رفسنجانی نیز برای حمایت از آن دیگر وجود ندارد

Tuesday, January 10, 2017

نسل‌کشی پنهان حکومتی!


معاون پلیس مبارزه با مواد مخدر در گفتگو با تلویزیون شبکه 2 رژیم 16 دی95، از افزایش 15 درصدی کشفیات مواد مخدر خبر داد، و گفت در9ماهه امثال 5144تن مواد مخدر کشف شده وکشفیات در این برهه زمانی نسبت به سال قبل 15 درصد بیشتر شده است
 
وی همچنین در زمینه آمار روزانه دستگیری خرده‌فروشان مواد مخدر گفت: ”روزانه 200 خرده فروش دستگیر می‌شوند و اینها به مراجع قضایی تحویل می‌شوند“.

در واکنش به این گفته وی که ”اینها به مراجع قضایی تحویل می‌شوند“، مجری تلویزیون رژیم گفت: «چه بسا خیلی از مواقع رها می‌شوند“

واضح است که علت روی آوری بسیاری از مردم به مواد مخدر فقر و بیکاری است، آن‌چنان که در همین گفتگو مویدی قائم‌مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر به این امر اعتراف می‌کند: ”حلقه مفقوده در موضوع درمان معتادان بحث اشتغال بود

این در شرایطی است که در سالهای اخیر روند اعدام به‌خاطر فروش مواد مخدر به طرز سرسام آوری افزایش یافته است. اعدام شدگان نیز همان خرده‌فروشان موادی هستند که اکثراً به‌خاطر بیکاری و یا فقر و نداری به این ورطه افتاده‌اند و کسانی نیستند که توان وارد کردن و یا توزیع مواد مخدر در ابعاد کلان را داشته باشند

نهادها و عناصری دست‌اندرکار این تجارت کثیف هستند که در قدرتند و نیاز دارند که با این تجارت، هزینه در قدرت ماندنشان را نیز تأمین کنند. وزیر کشور دولت آخوند حسن روحانی  در این رابطه به صراحت اعتراف می‌کند و می‌گوید: ”پولهای کثیف ناشی  از درآمدهای مواد مخدر سر از مخارج انتخاباتی و امور سیاسی درمی‌آورد ”و ”‌بخش عظیمی از فساد اخلاقی در کشور به موضوع ورود پول‌های کثیف به سیاست بازمی‌گردد “. (خبرگزاری ایرنا 4اسفند 94) 

اینکه اعدامها به اعتراف سران و مهره‌های رژیم تاثیری نداشته، کاملاً روشن می‌کند که وقتی باندهای مافیایی و دانه درشتها کارشان را می‌کنند، اعدام خرده فروشها و.. تنها برای ایز گم‌ کردن و دربردن سردمداران اصلی این تجارت کثیف و در جهت سرکوب بیشتر مردم است

محمد باقر الفت معاون قوه قضاییه رژیم، به این واقعیت این‌طور اعتراف می‌کند: «مجازات اعدام قاچاقچیان مواد مخدر تا الآن بازدارندگی نداشته است و این موضوع را به‌صورت مکتوب به رئیس قوه قضاییه اعلام کرده‌ایم. ما با قاچاقچیان، پرتعداد و مطابق قانون مبارزه کردیم ولی خب متأسفانه حجم مواد مخدر ورودی به کشور و هم ترانزیت از کشور، تنوع موادمخدر و جمعیت درگیر آن، همگی افزایش پیدا کرده است و آمارها در این زمینه منفی است»

نکته اصلی در اعترافها این مهره نظام آخوندی این است: ”«نکته مهم دیگری که باید در نظر بگیریم این است که افرادی که اعدام می‌شوند در واقع قاچاقچیان اصلی نیستند… علی‌ای‌حال ما به‌صورت مکتوب خدمت رئیس قوه قضاییه اعلام کردیم که به نظر ما وضعیت فعلی بازدارندگی ندارد». (خبرگزاری تسنیم 6شهریور95) 

بنابراین این قاچاقچیان بخت برگشته جزء هستند که زیر تیغ اعدام می‌روند و در بسیاری از موارد آمار اعدام آنها در یک شب دو رقمی است، اما قاچاقچیان اصلی که نهادها و مهره‌های وابسته به حاکمیت هستند هم‌چنان به‌کار وارد کردن و توزیع مواد مخدر ادامه می‌دهند

در همان برنامه تلویزیونی مأمور نیروی انتظامی مبارزه با مواد مخدر نیز می‌گوید واقعاً جای تأسف است من قاچاقچی را می‌گیرم بعدش دو روز دیگر آزاد است

مردم نیز به خوبی می‌دانند که فاجعه اعتیاد، توسط حاکمیت آخوندی و نهادهای دست‌اندرکار از جمله سپاه جهل و جنایت مدیریت می‌شود

اعتیاد به مواد مخدر ارزان‌قیمت با دسترسی آسان، جزای آن دسته از جوانانی است که به رژیم، الگوها و نهادهایش پشت می‌کنند. زیرا رژیم ولایت‌فقیه ترجیح می‌دهد که جوان ایرانی درگیر اعتیاد به مواد مخدر باشد، تا صدایی از او در نیاید و این حاکمیت سیاه را زیر سؤال نبرد
در اثر این سیاست ضد‌مردمی است که سن اعتیاد همه ساله کاهش پیدا می‌کند
برخی گزارشات نشان می‌دهد که سرعت دسترسی به مواد مخدر حتی کمتر از ایستادن در صف یک نانوایی و خریدن چند نان است

نتیجه این‌که تا زمانی که سایه شوم حاکمیت ولایت‌فقیه برکشور مستولی است، این ظلم و جنایت هم‌چنان ادامه خواهد یافت و در کنار اعدامهای مستمر و عربان، عده‌یی دیگر از هموطنان و جوانان این مرز و بوم این چنین دچار مرگ خاموش می‌شوند، بعبارت دیگر این نسل‌کشی پنهان حاکمیت ولایت‌فقیه است