Saturday, December 31, 2016

برنامه ده ماده اي خانم مريم رجوي 


- از نظر ما آرای مردم، تنها ملاك سنجش است و بر همين اساس، خواهان يك حكومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستيم.1

۲- ما خواهان يك نظام كثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستيم. در ايران فردا ما به كليه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاريم و بر آزادی بيان و آزادی كامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قيد و شرط همگان به فضای مجازی تأكيد داريم.
۳- ما در ايران آزاد شده فردا، از لغو حكم اعدام دفاع می‌كنيم و نسبت به آن متعهديم.
۴- مقاومت ايران از جدايی دين و دولت، دفاع خواهد كرد. هرگونه تبعيض در مورد پيروان كليه اديان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.
۵- ما به برابری كامل زنان و مردان در كليه حقوق‌سياسی، اجتماعی و مشاركت برابر زنان در رهبری‌سياسی، معتقديم و هر گونه اَشكال تبعيض عليه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصيل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.
۶- ايران فردا، كشور عدالت و قانون است. ما خواهان ايجاد يك نظام قضايی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاكمه علنی و استقلال كامل قضات هستيم. همچنين قانون شريعت آخوندی، در ايران فردا جايی نخواهد داشت.
۷- ايران فردا كشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بيانيه جهانی حقوق بشر» و ميثاق ها و كنوانسيونهای بين‌المللی از جمله: «ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی»، «كنوانسيون عليه شكنجه» و «كنوانسيون حذف كليه اشكال تبعيض عليه زنان» می باشيم. 
ايران فردا، كشورِ برابری همه مليت‌هاست. ما بر خودمختاری كردستان ايران كه طرح آن را شورای ملی مقاومت تصويب كرده، تأكيد داريم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر مليتی كه هستند، در زمره سرمايه های انسانی تمام مردم اين كشور است كه بايد در ايران فردا ترويج شود و گسترش پيدا كند. 
۸- ما مالكيت شخصی، سرمايه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به رسميت می شناسيم و اين اصل را پيشاروی خود داريم كه چه در اشتغال و چه در كسب و كار، تمام مردم ايران بايد از فرصت های برابر برخوردار باشند. 
از نظر ما ايران فردا كشور حفاظت از محيط زيست و احيای آن خواهد بود.
۹- سياست خارجی ما مبتنی بر همزيستی مسالمت‌آميز، صلح و همكاری‌های بين‌المللی و منطقه‌ای و احترام به منشور ملل‌متحد خواهد بود.
۱۰- ايران آزاد فردا يك كشور غيراتمی و عاری از سلاح های كشتار جمعی خواهد بود.

(سخنرانی در اجتماع بزرگ ایرانیان، اول تيرماه
۱۳۹۲، پاریس

زنده به‌گورها!


زندگی در گور خبری است بسیار دردآور که روز سه‌شنبه 27دسامبر جاری در مورد انسانهایی بی‌پناه و آواره که خوابگاهشان زمین سرد و سرپناهشان آسمان غم‌انگیز و پر دود تهران و مناطق اطراف آن است، عالم‌گیر شد و در بسیاری از رسانه‌ها و سایتها درج گردید. این خبر قلب بسیاری از انسانها را به درد آورد و بسیاری از چشم‌ها را اشک‌بار ساخت و بسیاری از سینه‌ها را مالامال درد و اندوه کرد و دعای خیر بسیاری از صالحان و نیکوکاران را نیز برانگیخت. خبری که به‌معنی واقعی کلمه انسان و انسانیت را فریاد می‌کند که چرا در کشوری که روی دریایی از نفت و منابع طبیعی ثروت هنگفت قرار گرفته و سالانه میلیاردها دلار درآمد ملی دارد عده‌یی از افراد همین مملکت باید این‌چنین زندگی کنند و زنده به‌گور 
باشند؟ 

در تاریخ و در عصر جاهلیت خوانده بودیم که متحجران دختران خود را زنده به گور می‌کردند ولی هرگز نخوانده و ندیده بودیم که عده‌یی از بی‌پناهی حتی به‌جای کارتن‌خوابی و زیر پل خوابی به قبر و گورخوابی پناه ببرند. این زنده به گورها انسانهایی هستند که خود را زنده در گور می‌کنند تا شاید زنده بمانند.

خدایا! این درد و این غصه را به کجا باید برد و این غم را به کدام گوش باید فریاد کرد تا به هوش آید و بیدار شود و چشم باز کند و این غم سنگین را ببیند و اگر جوهره انسانی دارد آن را حس کند و به ندای وجدان انسانی پاسخ دهد؟ 

بر اساس خبرهای منتشره در رسانه‌ها ۶۱ زن، مرد و کودک، شب‌ها در گور می‌خوابند و در هر گور یک تا ۵ نفر زندگی می‌کنند. گورستانی که از آن اسم برده می‌شود در شهرستان شهریار در نزدیکیشهر تهران واقع شده است.

در ادامه همین خبر آمده است که مأموران حکومتی گورخوابها را از همین تنها «مسکن» نیز بیرون کرده‌اند. از عمق وجودم بر این مأموران فاسد حکومتی و بر سران این حکومت دزد و فاسد و چپاولگر که در کشورشان چنین ظلم و ستمی روا داشته شده است نفرین و لعنت کردم. هر چه به عکسهای این زنده به گوران بیشتر نگاه کردم قلبم بیشتر به درد آمد و سینه‌ام سنگینی غم را بیشتر حس کرد. در بهت و حیرت ماندم که به‌عنوان یک وکیل این مطلب را که، در آرمانها و سوگند حرفه‌ییم بوده که مدافع حق و عدالت و مساوات باشم، چگونه بنویسم تا ظلمی را که بر این انسانها در سرزمینی به‌نام «ایران» روا داشته شده است، آن‌چنان که باید، فریاد کرده و به گوش رسانده باشم؟ آخر من قبل از این‌که وکیل باشم یک انسان هستم و باید مثل پیکره یک انسان که وقتی عضوی از او به درد می‌آید دیگر اعضایش هم در این درد شریک می‌شوند، به این سؤال پاسخ بدهم که در این سرزمین انسانیت کجا رفته است؟ 

در ادامه همین خبر آمده است:
گورستان نصیرآباد شهریار، در غرب تهران این روزها بیش از آن که برای مرده‌هایش معروف باشد، به‌خاطر زنده‌هایش شهره خاص و عام شده است؛ زنده‌هایی که زندگی را در شهر مرده‌ها جستجو می‌کنند، زنده‌هایی که این روزها مهمان مرده‌ها شده‌اند. مؤسسات خیریه و خبرنگاران به گورستان نصیرآباد مراجعه کردند تا ضمن بررسی موضوع، در حد امکان به این افراد کمک کنند، لیکن اثری از این افراد نیافتند و با گورستانی خالی مواجه شدند. یکی از کارتن‌خواب‌ها که هنوز باقی مانده بود با ترس و دلهره به انجمنهای خیریه می‌گوید:' تنهایمان بگذارید صبح زود یکسری مأموران با ضرب‌وشتم، کارتن‌خواب‌ها را از گورستان بیرون کردند الآن همین گور را هم برای خوابیدن نداریم'.

آری؛ 
این وضعیت انسانهایی است که تحت ظلم و ستم ولایت‌فقیه حاکم بر ایران با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند و لحظات عمر را به خاک گور و سرمای استخوان‌سوز زمستان می‌سپارند. ولی‌فقیهی که بر میلیاردها دلار ثروت مردم تکیه زده و اموال شخصی‌اش محسوب می‌شود. همه آخوندهای حکومتی از همین قماش هستند و در حسابهای بانکی‌شان میلیاردها دلار پول مردم را غارت و چپاول کرده‌اند. اخیراً حسابهای بانکی شخصی به‌اصطلاح رئیس قوه قضاییه آخوندها یعنی صادق لاریجانی افشا شد که فقط 63میلیارد دلار بهره پول سپرده شده مردم به‌عنوان وثیقه و سپرده‌های قضایی بوده است و کاملاً غیرقانونی و نامشروع به جیب او رفته است.

چاره این همه درد مردم که نمونه‌ای از آن همین گورخوابها و کارتن خوابها و فروش نوزادان و فروشندگان اعضای بدن مثل کلیه و چشم برای امرار معاش است، فقط و فقط به زباله فرستادن این حکومت جور و جنایت است. این حکومت ضدبشری باید سرنگون شود تا یک حکومت مردم سالار و دموکراتیک جایگزین آن گردد. قطعاً آن روز فرا می‌رسد و مردم ایران و جنبش مقاومت ایران به این هدف نایل می‌شوند. در ایران دموکراتیک فردا حق به حق‌دار می‌رسد و ثروت ملی از آن مردم خواهد بود. در منشور ده ماده‌ای خانم مریم رجوی به همه این مسایل پاسخ داده شده است.

نظام میرمحمدی وکیل دادگستری.

Wednesday, October 5, 2016

نگرانی خامنه‌ای از وضعیت حوزه؛ چرا؟



ولی‌فقیه ارتجاع دردیدار با آخوندهای گرداننده حوزه‌های آخوندی بر ضرورت حمایت تمام عیار حوزه‌ها از حاکمیت نظام ولایت‌فقیه تأکید کرد. وی همچنین حوزه‌های علمیه را از دیوان سالاری پرهیز داد.
درخواست علی خامنه‌ای از گردانندگان حوزه‌های آخوندی، در جهت حمایت از حاکمیت و به‌ویژه از ولایت خودش، به‌دلیل شقه و شکافی است که در حوزه‌های علمیه وجود دارد، که در نتیجه بسیاری از آخوندهای حامی خامنه‌ای ریزش کرده و از ولایت او رویگردان شده‌اند.

خامنه‌ای پیش از این نیز بارها نسبت از عدم حمایت آخوندهای حوزه از حکومت و فاصله گرفتن از مسایل حکومتی هشدار داده بود. به همین دلیل وی در دیدار با گماشتگان خود موسوم به مدیران حوزه‌های علمیه نسبت به ایجاد دیوانسالاری در حوزه هشدار داد. دیوانسالاری مورد نظر او، محافل آخوندی هستند که علم مخالفت با ولایت او را برداشته‌اند و رودروی جامعه مدرسین حوزه علمیه که حامی خامنه‌ای است تشکلهایی به‌وجود آورده‌اند.
ادامه دارد

Friday, September 30, 2016



مناطق میناب،جگین،بشاگرد ،جاسک،سیریک ،رودان .بخشی از بند عباس ، که در مجموعی از بخش ها و روستاهای بلوچ نشین فعلی هرمزگان می باشند طی یک پروسه زمان بندی شده ترکیب جمعیتی این شهرها و روستاها به نفع غیر بومیان تغییر داده شد و دست بومیان منطقه از اداره امور منطقه ای کوتاه و عملا به عمله و فعله غیر بومیان در آمدند. 
این مناطق در سالهای 1316 تا 1326 ه ش توسط رضا شاه و با شعاررسیدگی بهتر به همراه سازندگی به نفع مردم بلوچ ،طی اولین تقسیمات کشوری پس از اشغال مناطق محروسه و شکل گیری ایران از سرزمین مادری (بلوچستان)جدا و به استان جدید التاسیس ان زمان که بنادر ساحلی جنوب که بعدها به هرمزگان تغییر نام یافت الحاق شدند.
 در زمان الحاق و پس از آن در زمان رژیم فعلی مقاومت بلوچها در این مناطق ادامه داشت و پس از فروپاشی رژیم شاهنشاهی باری دیگر بومیان منطقه خواهان اداره و الحاق دوباره مناطقشان به بلوچستان بودند که رژیم فعلی دست به سرکوب شدیدی زد و دهها تن از نیروهای بومی خواهان الحاق دوباره سرزمین هایشان به بلوچستان کشته و تعدادی نیز بعلت فشار و سرکوب حاکم بر منطقه ،منطقه را ترک و به امارات مهاجرت کردند و تا به امروز بخشی از مردم این منطقه که به مردم گیاوان زمین مشهورند در امارات زندگی می کنند،اما تعدادی دیگر از مردم منطقه به رهبری سردار طاهر  طاهرزهی مجددا به منطقه برگشته و بر علیه ظلم و بی عدالتی ها به مبارزه می پردازند،نهایتا سردار طاهر  طاهر زهی به همراه بسیاری از مردم آهوران و نیکشهر در درگیری با نیروهای رژیم بشهادت می رسد. 
 بومیان منطقه گیاوان زمین طوایفی از گورگیج و طاهرزهی و بسیاری دیگر از طوایف بلوچ می باشند، که بصورت ملوک الطوایفی صده ها بر این مناطق تا بخشی از بندر گامرون یا بندر عباس فعلی حکومت می کردند،پس از شهادت این سردار دلیر ،منطقه کاملا بصورت امنیتی درآمد و اداره منطقه و تمامی زمین های بومیان غصب و به افراد غیر بومی سپرده میشود. 
 در حال حاضر بافت جمعیتی و مذهبی میناب ،جگین،بشاگرد،سیریک،کوهستگ و چندین بخش و دهستان دیگر را کاملا بر هم زده اند. پس از قتل سردار علی جلال طاهرزهی بیش از هزاران هکتار زمین های مردم در سیریک،کوهستگ،تلنگ،جگین و سندرک از بومیان غصب و به افراد غیر بومی سپرده شد و بدین سان دست بلوچها از سرزمین مادری شان برای همیشه کوتاه گشت و تنها صاحب زمینی شدند که سایبان زندگی شان بود. 
بسیاری دیگر از زمین ها را بعنوان منابع ملی سند زدند و در اختیار دام داران شیعی مهاجر قرار دادند. اما در سالهای پایانی و تقریبا نزدیک به پنج سال است که بر شدت تسویه جساب های بومی گری افزوده شده و مابقی زمینهای بومیان را قصد دارند تصرف و غصب نمایند و به همین منظور پنج سال است از سال 1390 به بعد که به بهانه های مختلفی قصد تخریب منازل و غصب زمین های کشاورزی منطقه را دارند. و در طی این پنج سال با وجود مقاومت مردمی بیش از پنجاه هکتار از اراضی مردم را به زور سر نیزه غصب و به مهاجران غیربومی که عمدتا شیعه و از جیرفت و مارزی هستند واگذار نموده اند و در حال شهرک سازی می باشند.
مقاومت مردمی تاکنون با آتش زدن بیل های مکانیکی و لودرها بی نتیجه مانده است و بسیاری از مزارع و چاه های آب را تخریب نموده اند. صدها هکتار دیگر از زمین های بومیان را غصب نموده اند و بعنوان زمینهای منابع ملی سند زده اند و عملا زندگی را برای باقی مانده مردم بومی به جهنمی تبدیل کرده اندو خواهان شلیک آخرین گلوله ها بر پیکره بی جان این مناطق جدا شده از بلوچستان می باشند. 
مناطقی که روزی با شعار آبادانی و رسیدگی بهتر از سرزمین مادری جدا شدند و اما امروز آخرین آثار بومی گری این مناطق را از نظر ملی و مذهبی پاکسازی و عملا به مناطقی غیر بلوچ نشین تبدیل کرده اند.و جز همتی بلند هیچ راهی برای برگرداندن این مناطق به سرزمین مادری وجود ندارد. 



فرزند بلوچ حرام است استعدادهای نهفته درونت را بی آنکه آشکار کنی به خاک بسپاری. گاهی انسانها فکر می کنند استعدادی ندارند برای شکوفا شدن اما تلاش و کوشش در راستای شکوفا شدن استعداد های کور و نهفته در درون ضمیرهای خفته چون الماسی است درون صدفی در قعر دریا ،باید تلاش کرد. 
فرزند بلوچ به تحرک و تکاپو وادار فکر و جسم بیمارت را، بدنبال خواسته های خود و ملتت قدم بردار، تو می توانی نوید بخش بهاری زیبا و پرامید باشی بشرطی که به خودت باور و ایمان داشته باشی،تو متعلق به خودت نیستی این را بدان،تو متعلق به این ملت و سرزمینی وحافظ این اصل و نسل. محمود بلوچ
 #بلوچ_وبلوچستان_مظلوم




هرکدام از ما سرنوشتی خواهد داشت با سرگذشتی، بیایید چنان سرنوشتی بسازیم که سرگذشتی زیبا رقم زند و تاریخ از آن گوید و فرزندانمان چنگ زنندبه الگوی زندگی ازسرگذشت ما،بترسیم از سرنوشتی که سرگذشتی بد از ما بجا می گذارد و لعن و نفرین فرزندانمان را به همراه دارد

سنت سکوت را بشکنید که نسل ما بر این سکوت پرورش خواهد یافت و زیر بار اولین فشار ستم کمرش خواهد شکست.وامروز او از آینده نمی داند از فریب و مکر و حیله دشمن نمی داند، اما تومیدانی که چه ها کردند و این ستم مسیرش به ناکجاباد نیست که شاید در مسیر میان راهی برای فرار باشد ، بلکه بسوی ویرانگاه ست.نگذارید نسل شما بخاطر سکوت شما بسوزد.
بسوزید و از خاکستر وجودتان قلعه آنان را بسازید تا زندگی کنند و نسل بلوچ زنده ماند. از آنان خمیری نسازید که دشمن بعد از شما به هر رنگ وشکلی آنان را در آورد. 
محمود بلوچ

Wednesday, September 28, 2016

روي كودكان كار كليك كنيد وضعيت كودكان كار در رژيم آخوندي 



كودكان كار-باري خردكننده برشانه هاي كوچك
نت هاي پراكنده حاصل تلاطم ساعتها نيستند , نتها برآمده از ضربان مضطرب قلب كوچك كودكاني هستند كه تنها يك انديشه در سر دارند شب بايدچه چيزي به خانه برد....