تروریسم، واجبتر از نان شب
ترس وحشت سران رژیم از سرنگونی آویختن به حربه ترورسم
فراری دادن گروه 14نفره تروریستی از کویت به ایران، همزمان با ارسال یک تیم تروریستی دیگر از لبنان به بحرین و دستگیری آنها توسط نیروهای امنیتی بحرین و آغاز محاکمه شهروندان عربستان برای جاسوسی به نفع رژیم (خبرگزاریها- 28تیر 96) درست مصادف با ایام بیست و سومین سالگرد انفجار تروریستی مرکز یهودیان در بوئنس آیرس، بار دیگر نام رژیم ایران را بهعنوان پدرخوانده تروریسم مطرح کرده است و بلافاصله این سؤال را به ذهن متبادر میکند که چطور ممکن است، درست در ایامی که ابراز وحشت از طرف تمامی باندهای حکومتی از احتمال پاره شدن قرارداد برجام توسط آمریکا به آسمان بلند شده و نگرانی فشارهای جهانی بهخاطر صدور تروریسم و نقض حقوقبشر، حلقه تحریمهای جدیدی را بر گردن رژیم محکم میکند، رژیم اقدام به این دخالتهای تروریستی در کشورهای همسایه بنماید.
«عقلانیت» آخوندی چطور «مصلحت نظام» را تشخیص نداده که در چنین ایامی دست به این تحرکاتزده است؟ در روزهایی که یک دیپلومات تروریست کارکشته نظام و مشاور ظریف با یادآوری دوران خوش مذاکرات هستهیی با اوباما و سوختن فرصتها ابراز وحشت میکند و میگوید «در همان دوره آنها (تیم اوباما) نیز تأکید کردند که تحریمهای موشکی، تروریسم و حقوقبشر کاملاً خارج از این چارچوب خواهد بود. حالا که قطعنامههای هستهیی لغو و تحریمهای آن برداشته شده است، حوزههای جدیدی ایجاد شده که بتوانند از آن طریق روی ایران فشار بیاورند» و از اینکه نظام «اسیر فرد بیعقلی به مانند دونالد ترامپ » شده بر خود میلرزد، (علی خرم-روزنامه اعتماد 28تیر 96)، چرا نظام دست به کارهایی میزند که کشورهای منطقه را بر علیه خودش منسجمتر میکند؟ ، مگر همین رژیم نیست که این روزها برای خوشآمد آمریکا و اروپا، بارها از زبان ظریف و حتی پاسدارانش مدعی شده است که «قدرت» نظام برای «امنیت منطقه» است. و «اگر ما نبودیم تروریسم در عراق و...» چنین و چنان کرده بود. پس چه شده است درست در روزهایی که مصادف با انتشار گزارش سالانه وزارتخارجه دولت همین «دونالد ترامپ بیعقل» است، عقل آخوندی اقتصاء نکرده که گاو نه من شیرده نشود و چند روزی دندان سر جگر بگذارد تا این روزها بگذرد، بعد تیم حزبالله به بحرین صادر کند و تیم ۱۴نفره را از کویت فراری بدهد و شهروندان اجیرشده عربستانی را فعال کند؟
شاید در میز دیپلوماسی رسمی رژیم اساساً جای طرح این سؤالها نباشد و پاسخش را هم باید در میز دیگری جستجو کرد. میزی که از یک طرفش هر روز خیل تابوتهای «مدافعان حرم» سرازیر میشود و خبر از بیکلاه ماندن سر نظام در خاکریزهای عمق استراتژیک بر فراز مدیترانه میدهد و از ضلع دیگرش هر دم ابراز وحشت از تنگتر شدن حلقه انزوای جهانی و منطقهیی رژیم به هوا برخاسته است. تا جایی که مثلاً ارگان بسیج ضدمردمی (روزنامه جوان) پاک «رسالت» خود را که «ارتقاء روحیه» خودیهای نظام است را فراموش کرده و بدون تعارف و با بیانی کاملاً بسیجی فهم مینویسد: «امروز ما در عرصه اجرای تعهدات برجام از سوی آمریکا و سایر کشورها دچار یک دریوزگی پنهان شدهایم». چند سطر بعدهم ناگزیر اذعان کرده است که «دریوزگی» نظام از قضا خیلی هم آشکار است: «مذاکره، نشستن و گعده کردن و حرف زدن و گفت و شنود و خنده و شوخی که نیست، مذاکره یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر- و آنچه را باید بدهی از شما میگیرد، [امّا] آنچه را باید بدهد، به شما نمیدهد؛ زورگویی میکند» (روزنامه جوان- 28تیر 96).
آما آنچه که در این میز رژیم بیش از هر چیر عملکردهای جنون آسایش را قابل فهم میکند حضور مقاومتی آزادی ستان است که رسانههای حکومتی با تمام حواس جمعی برای مطرح نکردن آن از روز برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس (دهم تیر 96) تا امروز به بیانهای مختلف خبر از «حال درون نظام» دادهاند. این برخی واکنشهای روز بعد از برگزاری مراسم در روزنامههای حکومتی است:
کیهان خامنهای 11تیر 96: «کمتر از دو روز از ”یارگیری موفق ظریف در اروپا ”و ”فرش قرمز ”مکرون برای وی گذشته بود که پاریس رسماً میزبان نشست مجاهدین، آل سعود و آمریکا علیه ایران با هدف ”براندازی جمهوری اسلامی ”شد. برگزاری نشست مجاهدین در پاریس، یک دلالت با خود دارد و آن میزان احترامی است که دولت و وزارتخارجه فرانسه برای همتایان خود در دولت روحانی قائل هستند.
کیهان خامنهای 11تیر 96: «حمایت نقد پاریس از مجاهدین در حالی است که این کشور همواره در اجرای تعهدات خود نسبت به ایران بسیار بد سابقه است... متأسفانه دیپلوماسی انفعالی دولت یازدهم با ژست تنشزدایی، منافع ملی و عزت مردم کشورمان را مورد تهدید قرار داده است. این روند، مقامات غربی را به گستاخی تشویق کرده است».
روزنامه حکومتی خراسان- 11تیر 96: «جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل در این نشست در اظهاراتی ضد نظام با تأکید بر اینکه رئیسجمهور آمریکا صددرصد مخالف جمهوری اسلامی است مدعی شد که باید تلاش کرد که نظام از بین برود.
«لیندا چاوز» مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید نیز در این نشست مدعی شد: بهترین راهحل در ایران جایگزین کردن رژیم حاکم است. جنبش شما تحت هدایت مریم رجوی تنها جنبشی است که میتواند جایگزین بشود».
روزنامه حکومتی شرق- ۱۱تیر 96: «اجلاس سالانه مجاهدین، روز گذشته در پاریس برگزار شد و باز هم یک مهمان آمریکایی مهم داشت؛ اینبار جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل، او گفت: دونالد ترامپ هم مثل ما و سایر مقامات آمریکا، صددرصد مخالف جمهوری اسلامی است. این سیاستمدار آمریکایی در جمع مخالفان جمهوری اسلامی با صراحت تأکید کرد: « انقلاب اسلامی باید از بین برود». او افزود: «به هیچیک از مسئولان و مقامات ایران اعتماد نداریم».
روزنامه حکومتی آرمان – 11تیر 96: «با تحریک این گروه برخی نمایندگان پارلمان اروپا در بیانیهیی حقوقبشر در ایران را زیر سؤال بردهاند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست سیاه قرار دادهاند».
این حرفهای روزهای اول بعد از گردهمایی است و البته هر روز این وحشت بالغ تر شده است. مثلاً در روز ۲۲تیر 96کیهان خامنهای نوشته است: «وقتی قبل از انعقاد یک قرارداد بزرگ اقتصادی با تهران، میزبان نشستی با عنوان براندازی جمهوری اسلامی ایران میشویم، و ایران هم بدون اعتراض جدی این قرارداد را امضاء میکند یعنی، دولتمردان این کشور خود را در چنان شرایط بغرنجی میبینند که حاضرند، با کشورهایی که حتی بهدنبال براندازی آنها هستند هم وارد معامله شوند!» نتیجه این پیام هم کاملاً روشن است: «تحقیر».
یادآوری ابراز وحشتهای مقامات و مهرههای نظام از مقاومت ایران مثنوی هفتاد من کاغذ میخواهد. برگردیم به باز خوانی میز رژیم و این سؤال که چرا در شرایطی که حلقه تحریمها تنگتر میشود و حلقات تحریمهای بعدی برای حقوقبشر، صدور تروریسم و دخالتهایش در منطقه در راهند رژیم در کشورهای همسایه بار دیگر مرتکت اعمال تروریستی شده است؟
با یک نگاه به صحنه تعادلقوا بین رژیم و مقاومت ایران در عرصههای جهانی و منطقهیی، و با تیرهتر شدن چشمانداز مطامع منطقهییاش در سوریه و عراق و سایر کشورهای عربی، و از آنجا که دیگر به قول خمینی جنگ آن «نعمت الهی» هم نیست که سرپوش بحرانهای رژیم شود، تنها یک راه باقی میماند و آنهم «توسل» به ترور و مزدوران منطقهییاش. این تنها وسیله سرخ نگهداشتن چهره نظام است ولو به قیمت سیلیهای بینالمللی که در پی دارد ولو به قیمت محکومیتهای جهانی. چون مسأله برایش «حفظ نیرو» و نمایش «تعادل» و به قول پاسدار سلامی «قدرت و هیبت نظام» است. برای همین تروریسم از نان شب برای نظام واجب تر است.
«عقلانیت» آخوندی چطور «مصلحت نظام» را تشخیص نداده که در چنین ایامی دست به این تحرکاتزده است؟ در روزهایی که یک دیپلومات تروریست کارکشته نظام و مشاور ظریف با یادآوری دوران خوش مذاکرات هستهیی با اوباما و سوختن فرصتها ابراز وحشت میکند و میگوید «در همان دوره آنها (تیم اوباما) نیز تأکید کردند که تحریمهای موشکی، تروریسم و حقوقبشر کاملاً خارج از این چارچوب خواهد بود. حالا که قطعنامههای هستهیی لغو و تحریمهای آن برداشته شده است، حوزههای جدیدی ایجاد شده که بتوانند از آن طریق روی ایران فشار بیاورند» و از اینکه نظام «اسیر فرد بیعقلی به مانند دونالد ترامپ » شده بر خود میلرزد، (علی خرم-روزنامه اعتماد 28تیر 96)، چرا نظام دست به کارهایی میزند که کشورهای منطقه را بر علیه خودش منسجمتر میکند؟ ، مگر همین رژیم نیست که این روزها برای خوشآمد آمریکا و اروپا، بارها از زبان ظریف و حتی پاسدارانش مدعی شده است که «قدرت» نظام برای «امنیت منطقه» است. و «اگر ما نبودیم تروریسم در عراق و...» چنین و چنان کرده بود. پس چه شده است درست در روزهایی که مصادف با انتشار گزارش سالانه وزارتخارجه دولت همین «دونالد ترامپ بیعقل» است، عقل آخوندی اقتصاء نکرده که گاو نه من شیرده نشود و چند روزی دندان سر جگر بگذارد تا این روزها بگذرد، بعد تیم حزبالله به بحرین صادر کند و تیم ۱۴نفره را از کویت فراری بدهد و شهروندان اجیرشده عربستانی را فعال کند؟
شاید در میز دیپلوماسی رسمی رژیم اساساً جای طرح این سؤالها نباشد و پاسخش را هم باید در میز دیگری جستجو کرد. میزی که از یک طرفش هر روز خیل تابوتهای «مدافعان حرم» سرازیر میشود و خبر از بیکلاه ماندن سر نظام در خاکریزهای عمق استراتژیک بر فراز مدیترانه میدهد و از ضلع دیگرش هر دم ابراز وحشت از تنگتر شدن حلقه انزوای جهانی و منطقهیی رژیم به هوا برخاسته است. تا جایی که مثلاً ارگان بسیج ضدمردمی (روزنامه جوان) پاک «رسالت» خود را که «ارتقاء روحیه» خودیهای نظام است را فراموش کرده و بدون تعارف و با بیانی کاملاً بسیجی فهم مینویسد: «امروز ما در عرصه اجرای تعهدات برجام از سوی آمریکا و سایر کشورها دچار یک دریوزگی پنهان شدهایم». چند سطر بعدهم ناگزیر اذعان کرده است که «دریوزگی» نظام از قضا خیلی هم آشکار است: «مذاکره، نشستن و گعده کردن و حرف زدن و گفت و شنود و خنده و شوخی که نیست، مذاکره یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر- و آنچه را باید بدهی از شما میگیرد، [امّا] آنچه را باید بدهد، به شما نمیدهد؛ زورگویی میکند» (روزنامه جوان- 28تیر 96).
آما آنچه که در این میز رژیم بیش از هر چیر عملکردهای جنون آسایش را قابل فهم میکند حضور مقاومتی آزادی ستان است که رسانههای حکومتی با تمام حواس جمعی برای مطرح نکردن آن از روز برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس (دهم تیر 96) تا امروز به بیانهای مختلف خبر از «حال درون نظام» دادهاند. این برخی واکنشهای روز بعد از برگزاری مراسم در روزنامههای حکومتی است:
کیهان خامنهای 11تیر 96: «کمتر از دو روز از ”یارگیری موفق ظریف در اروپا ”و ”فرش قرمز ”مکرون برای وی گذشته بود که پاریس رسماً میزبان نشست مجاهدین، آل سعود و آمریکا علیه ایران با هدف ”براندازی جمهوری اسلامی ”شد. برگزاری نشست مجاهدین در پاریس، یک دلالت با خود دارد و آن میزان احترامی است که دولت و وزارتخارجه فرانسه برای همتایان خود در دولت روحانی قائل هستند.
کیهان خامنهای 11تیر 96: «حمایت نقد پاریس از مجاهدین در حالی است که این کشور همواره در اجرای تعهدات خود نسبت به ایران بسیار بد سابقه است... متأسفانه دیپلوماسی انفعالی دولت یازدهم با ژست تنشزدایی، منافع ملی و عزت مردم کشورمان را مورد تهدید قرار داده است. این روند، مقامات غربی را به گستاخی تشویق کرده است».
روزنامه حکومتی خراسان- 11تیر 96: «جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل در این نشست در اظهاراتی ضد نظام با تأکید بر اینکه رئیسجمهور آمریکا صددرصد مخالف جمهوری اسلامی است مدعی شد که باید تلاش کرد که نظام از بین برود.
«لیندا چاوز» مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید نیز در این نشست مدعی شد: بهترین راهحل در ایران جایگزین کردن رژیم حاکم است. جنبش شما تحت هدایت مریم رجوی تنها جنبشی است که میتواند جایگزین بشود».
روزنامه حکومتی شرق- ۱۱تیر 96: «اجلاس سالانه مجاهدین، روز گذشته در پاریس برگزار شد و باز هم یک مهمان آمریکایی مهم داشت؛ اینبار جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل، او گفت: دونالد ترامپ هم مثل ما و سایر مقامات آمریکا، صددرصد مخالف جمهوری اسلامی است. این سیاستمدار آمریکایی در جمع مخالفان جمهوری اسلامی با صراحت تأکید کرد: « انقلاب اسلامی باید از بین برود». او افزود: «به هیچیک از مسئولان و مقامات ایران اعتماد نداریم».
روزنامه حکومتی آرمان – 11تیر 96: «با تحریک این گروه برخی نمایندگان پارلمان اروپا در بیانیهیی حقوقبشر در ایران را زیر سؤال بردهاند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست سیاه قرار دادهاند».
این حرفهای روزهای اول بعد از گردهمایی است و البته هر روز این وحشت بالغ تر شده است. مثلاً در روز ۲۲تیر 96کیهان خامنهای نوشته است: «وقتی قبل از انعقاد یک قرارداد بزرگ اقتصادی با تهران، میزبان نشستی با عنوان براندازی جمهوری اسلامی ایران میشویم، و ایران هم بدون اعتراض جدی این قرارداد را امضاء میکند یعنی، دولتمردان این کشور خود را در چنان شرایط بغرنجی میبینند که حاضرند، با کشورهایی که حتی بهدنبال براندازی آنها هستند هم وارد معامله شوند!» نتیجه این پیام هم کاملاً روشن است: «تحقیر».
یادآوری ابراز وحشتهای مقامات و مهرههای نظام از مقاومت ایران مثنوی هفتاد من کاغذ میخواهد. برگردیم به باز خوانی میز رژیم و این سؤال که چرا در شرایطی که حلقه تحریمها تنگتر میشود و حلقات تحریمهای بعدی برای حقوقبشر، صدور تروریسم و دخالتهایش در منطقه در راهند رژیم در کشورهای همسایه بار دیگر مرتکت اعمال تروریستی شده است؟
با یک نگاه به صحنه تعادلقوا بین رژیم و مقاومت ایران در عرصههای جهانی و منطقهیی، و با تیرهتر شدن چشمانداز مطامع منطقهییاش در سوریه و عراق و سایر کشورهای عربی، و از آنجا که دیگر به قول خمینی جنگ آن «نعمت الهی» هم نیست که سرپوش بحرانهای رژیم شود، تنها یک راه باقی میماند و آنهم «توسل» به ترور و مزدوران منطقهییاش. این تنها وسیله سرخ نگهداشتن چهره نظام است ولو به قیمت سیلیهای بینالمللی که در پی دارد ولو به قیمت محکومیتهای جهانی. چون مسأله برایش «حفظ نیرو» و نمایش «تعادل» و به قول پاسدار سلامی «قدرت و هیبت نظام» است. برای همین تروریسم از نان شب برای نظام واجب تر است.

No comments:
Post a Comment