Showing posts with label موسي. Show all posts
Showing posts with label موسي. Show all posts

Tuesday, July 18, 2017

لبخند ضحاک و شادی یزید

پایگاه اشرف رجوی و موسی خیابانی

اگر کسی می‌خواهد تصویری از لبخند ضحاک در هنگام دیدن مغز سر جوانان ایران، آنگاه که مارهای دوشش از آن می‌خوردند داشته باشد می‌تواند یک کلیپ را ببیند. کلیپ حرفهای آخوند علی فلاحیان وزیر پیشین اطلاعات را که در مورد قتل‌عام سی هزار تن از زندانیان مجاهد و زندانی حرف می‌زند.

اگر کسی می‌خواهد تصویر لحظات شیرین زندگی چنگیزها و یزیدها را وقتی که خبر قتل پاکان و بی‌گناهان را برایش می‌آوردند بداند و بشناسد حرفهای خامنه‌ای را در مورد فیلم ماجرای نیمروز بخواند. آنجا که در مورد لحظه به‌شهادت رساندن سرداران پیشتاز مجاهد نبرد علیه دیکتاتوری سلطنتی، یعنی اشرف رجوی و موسی خیابانی، و بازار شام لاجوردی در تلویزیون با فرزند خردسال اشرف سخن می‌گوید، از کلمه «شیرینی آن لحظه» استفاده می‌کند.

جالب است که خامنه‌ای خودش هم می‌داند که بسیاری از مردم ایران از دیدن آن صحنه اشک ریخته‌اند. بسیاری از زندانیان سیاسی وقتی توسط لاجوردی بالای سر شهیدان برده شده‌اند تا مگر روحیه‌شان افت کند! با شهامت و افتخار به پیکر سرداران در خون تپیده سلام داده‌اند و بعد به‌خاطر همین سلام تیرباران شده‌اند. پس چرا خامنه‌ای با اشراف به این نفرت مردم ایران از کشتن موسی و اشرف، و آن قهرمانان حماسه نوزده بهمن شادی خود را اعلام می‌کند. شاید سؤال بزرگتر این است که چرا بعد از چهل سال سکوت در مورد آن ماجرا و سی سال سکوت در مورد آن قتل‌عام حالا همه‌شان به زبان آمده‌اند و در مورد این جنایات، وقیحانه می‌خندند و از شیرینی‌اش حرف می‌زنند؟ 

شاید پاسخ این باشد که نیاز دارند! نیاز دارند پرده‌ها را کنار بزنند و قساوت و خونخواری خود را به مردم نشان بدهند. علت این نیاز هم این‌که کشتی نظامشان غرق در گرداب‌هاست و برای جمع‌وجور کردن عبا و عمامه نظام باید هارت و پورتهایی بکنند بلکه کسی بترسد. اما بنازم به خون حق که جوشش آن بعد از سالها چهره‌های خونخوار مخفی شده در پس نقاب اسلام را در وقیح‌ترین جلوه و دریده‌ترین ظاهر بیرون می‌کشد تا تاریخ خونخواری و قساوت، ضحاکها و چنگیزها و یزیدها و هیتلرهایش را از یاد نبرد.

Monday, February 13, 2017

گاهی کوتاه به زندگی ومبارزات سردارآزادی مجاهدخلق موسی خیابانی


موسی خیابانی دانشجوی دانشکده علوم دانشگاه تهران بود. در اواخر سال ۱۳۴۵ به عضویت مجاهدین درآمد. ایدئولوژی سازمان را زیر نظر بنیانگذار آن، محمد حنیف‌نژاد آموزش دید. در سال ۴۹ در مرکزیت یکی از شاخه‌های سازمان قرار گرفت. سال ۴۹ برای آموزشهای چریکی به فلسطین رفت. در مرداد ۵۰ به ایران بازگشت.
موسی در شهریور پنجاه در جریان ضربه ساواک به مجاهدین دستگیر شد. در اردیبهشت۵۱ در بیدادگاه نظامی به اعدام محکوم شد. اما رژیم شاه تحت فشارها و موج اعتراضات گسترده‌یی که از واکنش افکار عمومی نسبت به اعدام مجاهدین صورت می‌گرفت، ناچار از اعدام او و چندتن دیگر از مجاهدان صرفنظر کرد.
موسی خیابانی طی هفت سال فعالیت در زندان نقش به‌سزایی در رشد تشکیلات و ارتقای اعضای مجاهدین ایفا کرد. در زندان، دژخیمان از سردار خیابانی خیلی می‌ترسیدند. نمونه اعلای صلابت بود. در برابر صلابت و قاطعیتش، دژخیمان کم می‌آوردند و به موضع ذلت می‌افتادند.
موسی جزو آخرین دسته از زندانیان سیاسی بود که به همراه مسعود در دیماه ۵۷ از زندان آزاد شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت.. بالاخص هنگام ورود به زادگاهش مردم تبریز به گرمی از او استقبال کردند.
موسی خیابانی در بهمن ماه ۵۷ در قیام مردم تبریز شرکت جست و قهرمانانه با نیروهای دیکتاتوری جنگید. در روزهای قیام تاریخی بهمن ۵۷٫ سردار شهید آزادی موسی خیابانی به همراه برادران مجاهدش نقشی اصلی در تصرف پادگانهای نظامی رژیم منفور سلطنتی داشت.
در دوران مبازرات افشاگرانه سیاسی مجاهدین علیه رژیم خمینی، موسی خیابانی در مرکزیت سازمان عهده‌دار مسئولیتهای سنگینی در پیشبرد مبارزه رهایی بخش مردم ایران علیه ارتجاع شد. به‌ویژه پس از سی خرداد سال ۶۰ و آغاز مقاومت مسلحانه، و پس از عزیمت مسعود به پاریس برای تشکیل جبهه سیاسی مقاومت، موسی فرماندهی عملیات درخشان مجاهدین را برعهده داشت.
شب نوزدهم بهمن سال ۶۰ خمینی، چنین مجاهدان پاکبازی را که سراسر زندگی پربارش را در نبرد با دیکتاتوری شاه و شیخ گذرانده بود و وجودش را نثار آزادی مردم ایران نموده بود، به محاصره دژخیمان تا دندان مسلح خود درآورد.
موسی خود در نامه‌یی به مسعود تصمیمشان در مقطع ۳۰خرداد۶۰ را یادآوری کرده بود که: ما تا آخر در این راه خواهیم جنگید. و افزوده بود: «اگر ما یک عاشورا در پیش داشته باشیم و تمام سازمان را نیز فدا و قربانی کنیم نباید در روز موعود در انجام تعهداتی که در قبال خلق و انقلاب داریم درنگ و تردید کنیم».